صادق آئينه وند
301
ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )
فرقههايى تقسيم مىشوند كه يكى از آنها خطابيه ، پيروان ابو الخطاب محمّد بن أبى زينب أجدع كوفىاند كه معتقد به نبوّت ابو الخطاب بودهاند و مىگفتهاند ، ائمه پس از رسيدن به مقام پيغمبرى به رتبهى الوهيّت نيز مىرسند و حضرت صادق ( ع ) را خدا مىشمردند . ابو الخطاب ، معاصر منصور دوانيقى بود و به دست عمال او به قتل رسيد . خطابيه خود بر پنج فرقه منشعب شدهاند . ( ر . ك : دايرة المعارف فارسى . خاندان نوبختى ، عبّاس اقبال ) . 180 - چاچ معرّب آن شاش ، ناحيهى قديم ماور النّهر ، در غرب فرغانه بر ساحل شمال شرقى سير دريا ، در قرون وسطى ، بزرگترين شهرهاى اسلامى در ماوراء سير دريا بود . و در عهد ساسانيان « بنكث » نام داشت . در زمان تيمور ، نام چاچ از راه تصحيف ، تاشكند شد . شهرت چاچ ، در ادب فارسى به سبب كمانهايى بوده است كه در آنجا از چوب خدنگ مىساختهاند ، و مردم آن حدود نيز به جنگجويى و تيراندازى مشهور بودهاند . ( ر . ك : مراصد الإطّلاع . دايرة المعارف فارسى ) . 181 - مرجئه بعد از شهادت حضرت على ( ع ) به سال 40 هجرى ، غير از شيعه كه به امامت آن حضرت بعد از پيامبر اسلام ، ايمان داشتند و اين حقّ را نصيب آل على ( ع ) مىدانستند ، بقيهى مسلمين و اتباع طلحه و زبير و عايشه با اصحاب معاويه كه سواد اعظم مسلمين مىشدند ، دست يكى كرده و به فرقهى « مرجئه » موسوم شدند ، و اين فرقه مشتمل بود بر ، درباريان و ريزهخواران خوان معاويه و طرفداران كسانىكه غلبه يافته بودند ، يعنى جمعيّتى كه گرد معاويه جمع آمده و عقيدهى ايشان اين بود كه اهل قبله همينكه به ظاهر اقرار مىكنند ، مؤمناند . ارتكاب گناه به ايمان ضررى وارد نمىآورد ، چنانكه به طاعت ، كفر زايل نمىشود . هيچكس حقّ ندارد كه در دنيا در باب جهنمى يا بهشتى بودن كسانى كه مرتكب گناهان كبيره شدهاند ، حكم دهد . بايد حكم اين اشخاص را به روز قيامت